photo

Book

book cover

The Trouble With Islam Today: A Muslim's Call for Reform in Her Faith. Published in more than 30 countries and languages.

Learn More

Buy the US paperback
Amazon | Barnes & Noble

Audio Book

Audio Book

The Trouble With Islam Today, narrated in English by Irshad Manji, with music by Deeyah and Gary Justice.

Buy Now

Free Translations

For where the book is banned, censored, or difficult to access:

button
button
button_lang button button

Reformist Quran

2.jpeg

A progressive, 21st-century translation -- in English. The U.S. publisher bailed on it after the Prophet Muhammad cartoon riots. But fear didn't stop the translators.

Read and interpret for yourself.

Persian Edition

نامه

" ای ایمان آورندگان، به دادگری رفتار کنید و گواهی راست بدهید، حتی اگر به زیان خودتان، پدر و مادرتان یا خویشانتان باشد ."

( قرآن، سوره 4، آیه 135 )

ای ایمان آورندگان، به دادگری رفتار کنید و گواهی راست بدهید، حتی اگر به زیان خودتان، پدر و مادرتان یا خویشانتان باشد ."

( قرآن، سوره 4، آیه 135 )

قرآن، سوره 4، آیه 135 )

همکیشان مسلمان من،

باید با شما روراست باشم. از دیدگاه من، اسلام در وضع متزلزلی است. از نگرانی در باره ی اظهار نظر بعدی کسانی که خودشان را نماینده ی خدا می خوانند، دلم دائم در آشوب است .

.

وقتی همه فتواهایی را که مغزهای متفکر دین ما صادر می کنند در نظر می گیرم، سراپا دچار شرم می شوم. از دوستی که اهل عربستان است می شنوم که پلیس دینی این کشور، زنانی را که در روز والنتاین لباس سرخ پوشیده باشند دستگیر می کند، و می اندیشم: از کی تا به حال یک خدای مهربان، خوشی یا شادی را ممنوع کرده؟ در باره قربانیان تجاوز جنسی که به اتهام «زنا» سنگسار شده اند می خوانم و از خودم می پرسم چگونه جمع انبوهی از ما می توانیم در این باره مثل سنگ ساکت بمانیم .

.

وقتی غیرمسلمانان از ما می خواهند اظهار نظر کنیم، شکایت می کنیم که نباید رفتار دیگر مسلمانان را توجیه کنیم. اما وقتی حرفهایمان بد فهمیده می شود، نمی توانیم درک کنیم که دلیل این موضوع، دقیقا همین است که نتوانسته ایم دیگران را با دلیل متقاعد کنیم که در باره ما جور دیگری بیندیشند .

.

از همه مهمتر این که وقتی من آشکارا در باره نارسایی هایمان حرف می زنم، همان مسلمان هایی که جابه جا دنبال برچسب زنی می گردند، به من برچسب خودفروختگی می زنند. خودفروختگی به چه ؟ به شفافیت اخلاقی؟ به کرامت انسانی؟ به تمدن؟

آری، من بی پرده حرف می زنم. باید به این وضع عادت کنید. در این نامه، من پرسش هایی را می پرسم که دیگر نمی توانیم خودمان را از آنها پنهان کنیم. چرا همه ی ما اسیر آنچه که میان فلطسینی ها و اسراییلی ها می گذرد شده ایم؟ این رگه ی سمج یهودی ستیزی در اسلام چیست؟ استعمارگر واقعی مسلمانان کیست—آمریکا یا عربستان؟ چرا ما استعدادهای زنان را – که نیمه ی کاملی از آفرینش خدا هستند – زیر پا می گذاریم؟ در حالی که به گفته قرآن، هرآنچه که خدا آفریده "والا"ست، چگونه می توان یقین داشت که همجنس گرایان سزاوار محرومیت از حقوق اجتماعی اند؟ روشن است که قرآن مطالب دیگری هم گفته است، اما به چه بهانه ای باید قرآن را – که دارای تناقض ها و ابهام های فراوان است — به معنای ظاهری آن تعبیر کرد؟

دچار حمله ی قلبی شدید؟ چه بهتر. چرا که اگر در باره امپریالیست های درون اسلام سخن نگوییم، آنها اسلام را برای خودشان مصادره خواهند کرد. و راهی که آنها می روند تنها به بن بست ها و تلخی های بیشتر، خشونت بیشتر، فقر بیشتر و حذف بیشتر می انجامد. آیا این است عدالتی که در دنیایی که خدا به ما امانت سپرده است می جوییم؟ اگر چنین نیست، چرا شمار بیشتری از ما آشکارا چنین نمی گوییم؟

آنچه که از شما می شنوم این است که مسلمانان هدف کینه جویی شده اند. در فرانسه، مسلمانان یک نویسنده را به دلیل آن که اسلام را "ابلهانه ترین دین" خوانده، به دادگاه کشانده اند. ظاهرا اتهام او ترویج نفرت است. به این ترتیب ما حقوق خودمان را احقاق می کنیم — چیزی که برای بیشتر ما در کشورهای مسلمان ناممکن خواهد بود. اما آیا حق با نویسنده فرانسوی نیست که می گوید اسلام باید به حد رشد برسد؟ در باره ی ترویج نفرت علیه یهودیان که در قرآن آمده چه می گویید؟ آیا مسلمانانی که برای توجیه یهودی ستیزی به قرآن استناد می کنند خود نباید محاکمه شوند؟ یا این کار به معنای "کینه جویی" بیشر خواهد بود؟ چه چیزی ما را برحق و همه دیگران را نژادگرا می سازد؟

ما مسلمانان از طریق فریادهای حاکی از دلسوزی برای خود و نیز از طریق سکوت های کشدارمان، علیه خودمان دست به کار شده ایم. ما دچار بحرانیم و بقیه دنیا را نیز به دنبال خود می کشانیم. اگر لحظه ای برای اصلاح دین اسلام در کار باشد، همین حالاست. در این لحظه ی حساس، تو را به خدا، چه می کنیم؟

شاید از خودتان بپرسید من که هستم که این طور حرف می زنم. من یک مسلمان پرهیزخواه هستم. این به آن معنی نیست که من پرهیز دارم که مسلمان باشم: تنها به این معنی است که من از پیوستن به لشکر تهی مغزان در زیر نام خدا، پرهیز می کنم. این اصطلاح را از پرهیزخواهان نخستین وام گرفته ام — از یهودیان شوروی که پیشگام آزادی دینی و فردی بودند. اربابان کمونیست آنها نمی گذاشتند به اسراییل مهاجرت کنند. برای بیرون رفتن از شوروی، بسیاری از پرهیزخواهان روانه اردوگاه های کار اجباری شدند و شماری از آنها هم جانشان را از دست دادند. با این همه، با گذشت زمان، پافشاری آنها در پرهیز از پیروی از سازوکارهای کنترل اندیشه و زدودن روح افراد، به سرنگونی یک نظام تمامیت گرا یاری رساند .

.

به همین روش، من هم برای پرهیزخواهان امروز، برای سربازان اسراییلی که به اشغال نظامی کرانه باختری و نوار غزه اعتراض می کنند، کلاه از سر بر می دارم. ما باید با همین روحیه ی دگراندیشی برخاسته از وجدان، به اشغال عقیدتی اذهان مسلمانان اعتراض کنیم. گرفتاری امروز اسلام این است که در سراسر دنیا، ظاهرگرایی به روند حاکم بدل شده است

. لابد می خواهید به من بگویید که آنچه می گویم اسلام "راستین" نیست. امیدوارم حق با شما باشد. برای همین هم هست که این نامه را می نویسم — برای این که باور دارم ما مسلمانان توانایی این را داریم که بیشتر از آنچه بسیاری از روحانیان ما تصدیق می کنند، اندیشمند و انسان باشیم. اما برای آن که بحثمان صادقانه باشد، ناچارم از شما بخواهم واقعیت را در باره اسلامی که به صورت واکنشی از آن دفاع می کنید بپذیرید. آیا این اسلام در شکل واقعی آن است یا اسلام به عنوان یک آرمان؟ بیایید واقعیت را بپذیریم: هر چیزی به عنوان آرمان، عالی است. کمونیسم به عنوان آرمان، خواهان برابری است. سرمایه داری به عنوان آرمان، عدالت خواهانه است. قانون اساسی ایالات متحد آمریکا، به عنوان آرمان، آزادی و عدالت را برای همگان تضمین کرده است. اما مسلمانان می دانند که واقعیت ها بسیار متفاوت اند. در مقام انسان هایی با وجدان، ما باید به واقعیت های اسلام هم اشاره کنیم .

به گمان من، پیامبر اسلام بر این تمایز میان واقعیت و آرمان صحه می گذاشت. نقل است که هنگامی که از او خواستند دین را تعریف کند، گفت دین، روش رفتار ما با دیگران است. تعریف خوبی است — ساده است بی آن که ساده لوحانه باشد. با این همهبر اساس این تعریف، اسلام یعنی چگونگی رفتار ما مسلمانان، نه به صورت نظری، که در مقام عمل. یعنی که خشنودی ما عین اسلام است. و باز یعنی که ما توان آن را داریم که جنبه های نیکوتر اسلام را احیا کنیم: آن جنبه هایی را که به حقوق انسانی زنان و اقلیت ها اهمیت می دهد. اما برای دستیابی به این منظور، باید از تکذیب واقعیت دست برداریم. با گفتن این که اسلام امروزه دچار گرفتاری نیست، ما واقعیت دینمان را زیر زرورقی از اسلام به عنوان یک آرمان پنهان می کنیم، و از این راه، از مسئولیتی که در قبال همنوعانمان — از جمله همکیشانمان — داریم، شانه خالی می کنیم. حالا می بینید که چرا این قدر در تب و تابم؟

با نوشتن این نامه ی سرگشاده نمی خواهم این گونه القا کنم که دین های دیگر مشکلی ندارند. ابدا. تفاوت اینجاست که کتابخانه ها آکنده است از کتاب هایی در باره گرفتاری های مسیحیت. کتاب هایی که از مشکلات دین یهود می گویند هیچ کم نیستند. اما برای ما مسلمانان، راه دگراندیشی هنوز راهی دراز است .

.

منتظر اجازه چه کسی هستیم؟

Documentary

dvd cover

Irshad's PBS Documentary: Faith Without Fear follows my journey around the world to reconcile Islam and freedom.

Learn More and View Clips...

Buy Now in the USA
Buy Now in Canada

Get Involved

photo

Irshad is pioneering efforts throughout the world to promote Muslim reform and moral courage. To join her mission, first get informed about all that she's doing.

Click here for concrete actions you can take to support Irshad's work.